تبلیغات
داستانا و خاطرات من
آخ اگه بخونینشون

hi to everyone

سه شنبه 22 مرداد 1392 12:48 ب.ظ

نویسنده : mahta


سلام به همگی اینجا وب خاطرات و داستانای منه!!!

برید و بخونیدشون!!!

من 4 تا وب دارم آدرسشون تو صفحات جانبیمه!!!


خوب اینجا هم چند تا قوانین داره!!

1-نظرای بد ندید!!


2-تو نظرسنجی شرکت کنید!!


خب برید و لذت ببرید!!





دیدگاه ها : به وبم اومدند
آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مرداد 1392 12:57 ب.ظ

خداحافظ

پنجشنبه 2 اردیبهشت 1395 02:27 ب.ظ

نویسنده : mahta

سلام به دوستان گلم
من این وبو دارم میبندم لطفا از این به بعد به این وب سر بزنید توش از همه چی آپ میکنم.
fanweb.mihanblog.com



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 2 اردیبهشت 1395 02:29 ب.ظ

خاطره 1

پنجشنبه 24 مرداد 1392 02:46 ب.ظ

نویسنده : mahta
ارسال شده در: خاطره ،
سلام بچه ها دیروز یعنی چهارشنبه رفتم ارم!دختر عموم اینا به ما گفتن 6:30 راه می افتیم ولی وقتی بهشون زنگ زدیم گفتند ما خونه ایم ساعت 7 ولی داداش منو و دختر عمم رفتند یه عالمه بازی کردند!وقتی ساعت 8:30 دختر عموم اینا اومدند ما اولین بازی رو دختر عمم گفت بریم سورتمه ولی بهتون پیشنهاد میکنم نرید چون از ترس میمیرید عمومو و دختر عمم جلوی ما و دخترعمومو و باباش 2 تا پشت ما بودند!
حالا اولش که شروع شد من با بابام داد الکی میزدیم ولی آخرش خیلی ترسیدم!!!

بعدش رفتیم از این قو هایی که روی آب میرن سوار شدیم تا یه کم آرامش بگیریم.
بعد داداش و پسر عموم و دختر عمم رفتند موتور سوار شدند بعدش ما رفتیم کشتی صبا خیلی حال داد در ضمن منو کل بچه ها توش نشسته بودیم وسطای کار داداشم گریه کرد و مسئول اونجا داداشمو پیاده کرد حالا از دست داداشم راحت شدم گیر پسر عموم افتادم این کشتی صبا مال  بچه ها بود دختر عموم ما تو هر بازی سوار میشدیم داد میزد و میترسید ههههههههههههههه!!!!!!
بعدش رفتیم فینربی یه جور تابه دختر عموم تو اونم میترسید خیلی آروم میرفت!!!
بازی بعدی ماشین کوبنده بود حیف صفش خیلی بلند بود بعد رفتیم یه ماشینی که خودت رانندگی میکردی!*اه یه*
بعد نوبت به سینما 4 بعدی رسید خیلی فیلمش باحال بود موزه وحشت حتما برید و ببینید!!!
بعد رفتیم شام خوردیم کالباس انقد حال داد واییییییییییییییییییییییییییییییییی!!




دیدگاه ها : خوب بود
آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 مرداد 1392 05:42 ب.ظ

معرفی داستانم

سه شنبه 22 مرداد 1392 02:23 ب.ظ

نویسنده : mahta
ارسال شده در: داستان ،

سلام من میخوام اینجا داستانمو معرفی کنم!!!

البته داستان من یه فیلمه که منو دختر عمومو و دختر عمم داریم اونو بازی میکنیم!!!

 

نقشهایی که من تو این فیلم داریم در ضمن خودم کار گردانشم و بابام فیلمبردار و دخترعمومم صدابردار!!!

 

بلوم و فرگوندا:خودم

 

فلورا و طالع بین و مهماندار تو هواپیما:دختر عموم (مهشاد)

 

تکنا :دخترعمم(مبینا)

 

حالا تا قسمت اول باییییییییییی!!!!!!




دیدگاه ها : خوب بود
آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 مرداد 1392 05:42 ب.ظ